
در رودرواسي يك جفت بليط مجاني ماندنم و با دوست دختر به سينما رفتم براي ديدن فيلم راننده تاكسي !
هنوز هم كه يادم ميافته به شدت به خنده مي افتم ! اصلا فكرش را هم نمي كردم كه بشود چنين فيلمي ساخت ! آن هم با بازي حبيب اسماعيلي ، لاله اسكندري و ثريا قاسمي ! فوق العاده بي سرو ته و با اشتباهات فاحش فيلم نامه اي كه حتي يك عقب افتاده ذهني هم متوجه آن مي شد ! و تلاشي مذبوحانه براي خنداندن بينندگان با استفاده از حركات بسيار خنك و حرفهاي خنك تر !
صداي خنده حتي يكبار هم در سالن بلند نشد . چند بار خواستم وسطش برم بيرون اما هر جور بود طاقت آوردم تا ببينم كه مردمي كه به سينما مي آيند چه مي كشند !
در آخر هم با يك صحنه عروسي و بزن و بكوب ، و پاياني صد در صد فارسي به اتمام رسيد !
تصميم گرفتم كه ديگر هيچ چيز مجاني را قبول نكنم ووقتم را در سينما به هدر ندهم
آرمین